صفى الدين محمد طارمى
147
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
مباحات ، از جهت حذر كردن از نزديك شدن حدود ، و از جهت احتياط در حفظ حدود ، مثل قول پيغمبر عليه السّلام كه : « دع ما يريبك إلى ما لا يريبك » « 1 » و احتراز از هر چيزى كه عيبناك مىكند مروّت را و ناقص مىكند او را هرچند كه نبوده باشد با او باكى در شرع . « از جهت ابقا بر صيانت » يعنى : محافظت از براى صفاى صيانتى كه تحصيل كرده است او را در درجهء اولى از آنكه مكدّر شود از جهت تكميل از براى تقوا و از جهت ترفّع از دنائت و خسّت نفس ، و از جهت خلاص شدن به يقين از آنكه بگردد حول حدود منهيه از اعتداى حدود ، و حدود آن است كه تعيين كرده است او را خداى تعالى در احكام . و الدرجة الثالثة : التورّع عن كلّ داعية تدعو إلى شتات الوقت ، و التعلّق بالتفرّق ، و عارض يعارض حال الجمع . « تورّع » و پرهيز نمودن از داعيه ، منع كردن او و بركندن است به نفى خاطرى كه اقتضا مىكند تفرّق را به ملاحظهء غير ؛ يا تعلّق مىگيرد به تفرّق ، مثل ديدن آنكه او در مقام جمع است . پس به درستى كه او متضمّن است رؤيت نفس او و مقام او را ، و اين عين تفرّق است . و همچنين است هر چيزى كه عارض مىشود از منافيات حال جمع ، مثل شهود وقت و مقام و حضور ، به درستى كه جمع غيبت است از جمع و از غيبت و حضور ؛ چرا كه او حقّ است بدون خلق و بقاى چيزى است كه لم يزل است به فناى آنچه كه نبود . « 2 »
--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 259 ، 260 ؛ ج 33 ، ص 538 ؛ ج 67 ، ص 349 ؛ ج 74 ، ص 214 ؛ ج 77 ، ص 171 ؛ ج 83 ، ص 270 ؛ الجامع الصغير ، ج 2 ، ص 14 و مسند أحمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 200 . ( 2 ) . اصل : - به فناى آنچه كه نبود .